نفت ۱۰۰ دلاری؛ تهدید تازه برای نرخ بهره
دومینوی نفت، تورم و فدرال رزرو آغاز شد؛

نفت ۱۰۰ دلاری؛ تهدید تازه برای نرخ بهره

۱۸ شهریور ۱۴۰۵

بازگشت قیمت نفت برنت به بالای ۱۰۰ دلار، معادله‌ای تازه را پیش روی اقتصاد جهانی قرار داده است؛ شوک انرژی در شرایطی دوباره به بازار بازگشته که بانک‌های مرکزی بزرگ هنوز با تورم بالاتر از اهداف خود، هزینه بالای استقراض و چشم‌انداز نامطمئن رشد اقتصادی مواجه‌اند. به همین دلیل، اهمیت نفت ۱۰۰ دلاری فراتر از بازار انرژی است.

به گزارش نماد اقتصاد، نفت ۱۰۰ دلاری در نخستین گام یک شوک برای بازار انرژی است، اما اثر اقتصادی آن از طریق هزینه سوخت، حمل‌ونقل و تولید به بخش‌های دیگر اقتصاد منتقل می‌شود. مسئله اصلی برای بانک‌های مرکزی نیز همین مسیر انتقال است؛ زیرا افزایش قیمت انرژی اگر پایدار بماند، می‌تواند روند کاهش تورم را دشوارتر کند.

نفت ۱۰۰ دلاری؛ وقتی شوک انرژی به مسئله سیاست پولی تبدیل می‌شود

در معاملات ۹ سپتامبر، قیمت نفت برنت ابتدا از ۱۰۰ دلار عبور کرد و در ادامه حوالی این سطح معامله شد. رویترز گزارش داده است که قیمت نفت برنت از ابتدای ماه جهشی قابل‌توجه داشته و تشدید درگیری‌های منطقه‌ای نگرانی درباره اختلال در عرضه جهانی را افزایش داده است.

در عین حال بازار نفت در خلا حرکت نمی‌کند. هم‌زمان با جهش قیمت انرژی، بازار اوراق آمریکا نیز در سطحی قرار دارد که نشان‌دهنده نگرانی سرمایه‌گذاران درباره تورم، رشد اسمی اقتصاد و وضعیت مالی دولت آمریکاست. رویترز در روزهای اخیر بازده اوراق ۱۰ساله خزانه‌داری آمریکا را در محدوده ۴.۸ درصد گزارش کرده است.

بنابراین، نفت ۱۰۰ دلاری به‌تنهایی توضیح‌دهنده افزایش بازده اوراق نیست؛ اما می‌تواند یکی از عوامل تشدیدکننده فشار تورمی باشد. در شرایطی که بازار از قبل نسبت به مسیر نرخ‌های بهره و بدهی دولت حساس است، افزایش قیمت انرژی می‌تواند محاسبات سرمایه‌گذاران درباره نرخ‌های بهره واقعی و آینده تورم را پیچیده‌تر کند.

چرا نفت دوباره از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد؟

عامل اصلی جهش اخیر نفت ۱۰۰ دلاری افزایش صرف ریسک عرضه است. درگیری میان ایران و آمریکا تشدید شده و حملات یمنی‌ها به شهرها و تاسیسات انرژی عربستان نیز به نگرانی‌های بازار افزوده است. رویترز گزارش داده است که حملات اخیر به تاسیسات انرژی در ابها، نجران و جیزان موجب آتش‌سوزی و اختلال عملیاتی شده است.

هم‌زمان، تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز نیز تحت فشار قرار گرفته است. ایران از حمله به چندین کشتی متخلف در نزدیکی این مسیر خبر داده و تحولات نظامی اخیر، نگرانی درباره استمرار جریان نفت و فرآورده‌های انرژی از خلیج فارس را افزایش داده است.

تنگه هرمز از این جهت اهمیت دارد که اختلال در آن می‌تواند تنها بازار نفت خام را تحت تاثیر قرار ندهد و جریان «LNG» و سایر محموله‌های انرژی را نیز با مشکل مواجه کند. صندوق بین‌المللی پول پیش‌تر برآورد کرده بود که بسته‌شدن عملی این مسیر در مراحل اولیه جنگ، حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآورده را از دسترس مسیر معمول بازار خارج کرده بود که رقمی معادل حدود یک‌پنجم مصرف جهانی نفت است.

در نتیجه، نفت ۱۰۰ دلاری اکنون بخشی از حق بیمه ریسک بازار انرژی است؛ یعنی بخشی از قیمت نفت نه به دلیل افزایش مصرف، بلکه در واکنش به احتمال اختلال بیشتر در عرضه و حمل‌ونقل شکل می‌گیرد.

ذخایر و ظرفیت مازاد؛ سپر بازار تا کجا دوام می‌آورد؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره نفت ۱۰۰ دلاری این است که آیا بازار جهانی همچنان ظرفیت جذب شوک عرضه را دارد یا نه. صندوق بین‌المللی پول در ماه جولای اعلام کرده بود که بازار نفت در ماه‌های نخست جنگ با کمک سه عامل کاهش تقاضا، افزایش تولید در خارج از منطقه خلیج فارس و برداشت از ذخایر راهبردی توانست شدت شوک را محدود کند. در عین حال این نهاد هشدار داده بود که بخش قابل‌توجهی از این حاشیه ایمنی مصرف شده است.

این نکته برای مسیر آینده قیمت نفت اهمیت زیادی دارد. اگر اختلال عرضه ادامه پیدا کند، ظرفیت بازار برای جبران کاهش صادرات محدودتر خواهد شد. در چنین شرایطی، نفت ۱۰۰ دلاری می‌تواند از یک جهش مقطعی به یک وضعیت پایدارتر تبدیل شود.

رویترز نیز گزارش داده است که آژانس بین‌المللی انرژی انتظار دارد عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ با کاهش ۴.۳ میلیون بشکه در روز مواجه شود و هم‌زمان افزایش جنگ، حق بیمه بیشتری را در قیمت نفت ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، مسئله برای سیاست‌گذاران تنها قیمت نفت در یک روز مشخص نیست؛ مسئله اصلی مدت زمانی است که این قیمت بالا باقی می‌ماند.

نفت ۱۰۰ دلاری و بازگشت تورم

شوک نفتی معمولا از مسیرهای مختلف به تورم منتقل می‌شود. افزایش قیمت نفت هزینه سوخت را بالا می‌برد، هزینه حمل‌ونقل افزایش پیدا می‌کند و بنگاه‌ها با هزینه بیشتری برای جابه‌جایی مواد اولیه و کالا مواجه می‌شوند.

بانک مرکزی اروپا نیز در ارزیابی اخیر خود هشدار داده است که شوک انرژی همچنان به افزایش قیمت‌ها منتقل می‌شود و بنگاه‌ها با افزایش هزینه تامین نهاده‌ها مواجه‌اند. این نهاد همچنین اعلام کرده است که آثار کامل شوک انرژی هنوز به‌طور کامل در اقتصاد منعکس نشده است.

این مسئله اهمیت نفت ۱۰۰ دلاری را برای اروپا دوچندان می‌کند. اقتصاد منطقه یورو به واردات انرژی وابستگی بالایی دارد و افزایش قیمت نفت می‌تواند هم‌زمان هزینه تولید و تورم مصرف‌کننده را افزایش دهد.

در بریتانیا نیز اندرو بیلی، رئیس بانک مرکزی انگلیس، درباره احتمال افزایش دوباره تورم در اثر جنگ، اختلال در تنگه هرمز و افزایش هزینه انرژی هشدار داده است. بر اساس گزارش فایننشال‌تایمز، بانک مرکزی انگلیس انتظار دارد تورم در سه‌ماهه چهارم سال به ۳.۲ درصد برسد، در حالی که این رقم در ژوئیه ۲.۹ درصد بوده است.

در چنین محیطی، نفت ۱۰۰ دلاری می‌تواند مسئله‌ای فراتر از قیمت بنزین یا نفت خام باشد؛ زیرا اگر شوک انرژی ادامه‌دار شود، احتمال انتقال آن به قیمت کالاها و خدمات نیز افزایش پیدا می‌کند.

فدرال رزرو؛ کاهش نرخ بهره یا توقف در مسیر کاهش؟

در آمریکا، اثر نفت ۱۰۰ دلاری بر سیاست پولی پیچیده‌تر است. فدرال رزرو برای تصمیم‌گیری درباره نرخ بهره تنها قیمت نفت را بررسی نمی‌کند و تورم هسته، بازار کار، رشد اقتصادی و شرایط مالی نیز در تصمیم نهایی نقش دارند.

با این حال، داده‌های تورمی ماه آگوست اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. فایننشال‌تایمز گزارش داده است که بازار انتظار دارد تورم سرفصل آمریکا در ماه آگوست در محدوده ۳.۴ درصد باقی بماند و تورم هسته به ۲.۴ درصد برسد. همچنین احتمال افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در نشست ۱۵ و ۱۶ سپتامبر پس از انتشار داده‌های قوی‌تر بازار کار به حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است.

این وضعیت نشان می‌دهد که نفت ۱۰۰ دلاری در شرایطی وارد معادله سیاست پولی آمریکا شده که بازار از قبل درباره تصمیم فدرال رزرو دچار عدم قطعیت است.

از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت الزاما به معنای افزایش فوری نرخ بهره نیست. اگر بانک مرکزی تشخیص دهد که شوک نفتی موقتی است و به تورم هسته و انتظارات تورمی سرایت نمی‌کند، ممکن است واکنش آن محدودتر باشد.

با این وجود اگر قیمت نفت برای مدت طولانی بالا باقی بماند، مسئله تغییر می‌کند. در این حالت، بانک مرکزی باید بین خطر افزایش تورم و خطر تضعیف رشد اقتصادی تعادل برقرار کند؛ همان وضعیتی که سیاست پولی را دشوارتر می‌کند.

اروپا؛ جایی که شوک نفتی دردناک‌تر است

برای بانک مرکزی اروپا، نفت ۱۰۰ دلاری می‌تواند چالش جدی‌تری ایجاد کند. اقتصادهای اروپایی هم‌زمان با رشد ضعیف‌تر و حساسیت بالاتر نسبت به هزینه انرژی مواجه‌اند.

رویترز گزارش داده است که افزایش قیمت نفت نگرانی‌های تورمی را در بازارهای اروپایی تشدید کرده و سرمایه‌گذاران احتمال سیاست پولی محدودکننده‌تر را در محاسبات خود لحاظ کرده‌اند. هم‌زمان، شاخص «STOXX 600» به عنوان شاخص ۶۰۰ شرکت اروپایی دارای بالاترین میزان ارزش بازار سرمایه در معاملات ۹ سپتامبر ۰.۷ درصد کاهش یافت، در حالی که سهام انرژی ۰.۶ درصد رشد کرد.

این واکنش بازار نشان می‌دهد که نفت ۱۰۰ دلاری اثر یکسانی بر تمام صنایع ندارد. شرکت‌های انرژی ممکن است از قیمت بالاتر نفت منتفع شوند، اما صنایع مصرف‌کننده انرژی و شرکت‌هایی که حاشیه سود پایین‌تری دارند با افزایش هزینه مواجه خواهند شد.

در همین حال، بانک مرکزی اروپا در آخرین ارزیابی خود تاکید کرده است که آثار شوک انرژی هنوز به‌طور کامل در اقتصاد تخلیه نشده است.

از این منظر، افزایش قیمت نفت می‌تواند تصمیم بانک مرکزی اروپا را در نقطه‌ای حساس قرار دهد: اقتصاد به سیاست پولی مساعدتر نیاز دارد، اما تورم انرژی می‌تواند امکان کاهش نرخ بهره را محدود کند.

بازار اوراق؛ دومینوی نفت، تورم و نرخ بهره

یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال نفت ۱۰۰ دلاری به بازارهای مالی، بازار اوراق قرضه است. وقتی سرمایه‌گذاران انتظار داشته باشند تورم برای مدت طولانی‌تری بالا بماند، بازده مورد انتظار آن‌ها از اوراق بلندمدت افزایش می‌یابد. در نتیجه قیمت اوراق کاهش پیدا کرده و بازدهی افزایش می‌یابد.

بازده اوراق ۱۰ساله خزانه‌داری آمریکا در روزهای اخیر در محدوده ۴.۸ درصد قرار داشته است؛ سطحی که رویترز آن را در ارتباط با تورم چسبنده، رشد اسمی اقتصاد و سطح بالای بدهی دولت بررسی کرده است. بنابراین، نفت ۱۰۰ دلاری به‌تنهایی علت افزایش بازده اوراق نیست، اما می‌تواند یکی از متغیرهایی باشد که نگرانی درباره تورم را تشدید می‌کند.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که افزایش بازده اوراق، هزینه تامین مالی دولت‌ها و شرکت‌ها را افزایش می‌دهد و می‌تواند شرایط مالی را در اقتصاد جهانی سخت‌تر کند.

بازار سهام؛ بخش انرژی برنده، صنایع انرژی‌بر بازنده

اثر نفت ۱۰۰ دلاری بر بازار سهام نیز دوگانه است. شرکت‌های تولیدکننده نفت و برخی شرکت‌های انرژی می‌توانند از افزایش قیمت نفت منتفع شوند؛ در مقابل، حمل‌ونقل، برخی صنایع تولیدی و بنگاه‌هایی که سهم بالایی از هزینه‌هایشان به انرژی وابسته است، در معرض فشار حاشیه سود قرار می‌گیرند.

رفتار بازارهای منطقه خلیج فارس نیز همین دوگانگی را نشان داده است. در ۹ سپتامبر شاخص بورس عربستان اندکی افزایش یافت و سهام آرامکو ۰.۳ درصد رشد کرد، در حالی که شاخص دبی ۰.۵ درصد کاهش یافت. در اروپا نیز سهام انرژی در روزی که شاخص‌های اصلی بازار کاهش یافتند، عملکرد بهتری داشتند.

بنابراین، نفت ۱۰۰ دلاری یک شوک یکسان برای بازار سهام نیست؛ بلکه ارزش شرکت‌ها را بر اساس میزان وابستگی آن‌ها به انرژی، قدرت انتقال هزینه به مصرف‌کننده و حساسیت‌شان به نرخ بهره تحت تاثیر قرار می‌دهد.

خانوارها؛ نخستین قربانیان شوک انرژی

برای خانوارها، نفت ۱۰۰ دلاری پیش از آنکه در نمودارهای بازارهای مالی دیده شود، می‌تواند در هزینه سوخت، حمل‌ونقل و کالاها نمایان شود. اثر مستقیم از طریق افزایش قیمت سوخت و فرآورده‌های نفتی ایجاد می‌شود و اثر غیرمستقیم از طریق هزینه حمل‌ونقل و تولید به سایر کالاها منتقل می‌شود.

صندوق بین‌المللی پول در تحلیل شوک انرژی تاکید کرده است که کشورها و خانوارها به یک اندازه در برابر افزایش قیمت انرژی آسیب‌پذیر نیستند و شدت اثر به میزان وابستگی به انرژی، سیاست‌های حمایتی و ظرفیت مالی اقتصادها بستگی دارد.

به همین دلیل، نفت ۱۰۰ دلاری می‌تواند هم‌زمان یک مسئله تورمی و یک مسئله توزیعی باشد؛ یعنی فشار بیشتری بر خانوارهایی وارد کند که سهم بیشتری از درآمد خود را صرف انرژی و حمل‌ونقل می‌کنند.

سناریوی اول؛ نفت ۱۰۰ دلاری یک شوک موقت باقی می‌ماند

در سناریوی نخست، نفت ۱۰۰ دلاری در نتیجه افزایش موقت ریسک ژئوپلیتیک ایجاد شده و با کاهش تنش‌های نظامی، بخشی از حق بیمه ریسک از قیمت نفت حذف می‌شود.

این سناریو با ارزیابی‌های پیشین صندوق بین‌المللی پول سازگار است که بر نقش افزایش تولید، کاهش تقاضا و برداشت از ذخایر در جذب شوک اولیه تاکید کرده بود. در چنین وضعیتی، بانک‌های مرکزی ممکن است افزایش قیمت انرژی را یک شوک موقتی تلقی کنند و تمرکز اصلی خود را بر تورم هسته و انتظارات تورمی قرار دهند.

سناریوی دوم؛ نفت ۱۰۰ دلاری به یک وضعیت پایدار تبدیل می‌شود

سناریوی دوم برای اقتصاد جهانی دشوارتر است. اگر حملات به زیرساخت‌های انرژی ادامه پیدا کند، تردد نفتکش‌ها در مسیرهای اصلی محدود بماند و اختلال عرضه طولانی شود، نفت ۱۰۰ دلاری می‌تواند به یک سطح پایدارتر در بازار تبدیل شود. در این حالت، مسئله از شوک قیمت نفت به شوک تورمی گسترده‌تر تغییر می‌کند.

بانک‌های مرکزی در چنین شرایطی با انتخاب ساده‌ای روبه‌رو نخواهند بود. کاهش نرخ بهره می‌تواند به تقاضا کمک کند، اما هم‌زمان خطر ماندگاری تورم را افزایش دهد؛ در مقابل، نرخ‌های بهره بالاتر می‌تواند تورم را مهار کند، اما هزینه آن کاهش سرمایه‌گذاری و فشار بیشتر بر رشد اقتصادی است. هشدار اخیر بانک مرکزی انگلیس درباره افزایش ریسک‌های تورمی ناشی از انرژی و جنگ، نمونه‌ای از همین معضل است.

آیا چرخه کاهش نرخ بهره معکوس می‌شود؟

پاسخ فعلی هنوز منفی یا مثبت قطعی نیست. نفت ۱۰۰ دلاری به‌تنهایی نمی‌تواند چرخه سیاست پولی جهان را معکوس کند؛ اما می‌تواند هزینه ادامه کاهش نرخ بهره را افزایش دهد. اگر قیمت نفت بالا باقی بماند، بانک‌های مرکزی باید علاوه بر تورم موجود، احتمال انتقال شوک انرژی به انتظارات تورمی را نیز در نظر بگیرند.

فایننشال‌تایمز گزارش داده است که بازار در آستانه نشست فدرال رزرو در حال بازنگری درباره احتمال افزایش نرخ بهره است و داده‌های تورمی آمریکا در این تصمیم اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارند.

از سوی دیگر، گزارش رویترز درباره بازارهای جهانی نشان می‌دهد که تصمیم‌های بانک مرکزی اروپا، فدرال رزرو و بانک انگلستان همگی در فضایی اتخاذ می‌شوند که افزایش قیمت نفت و ریسک‌های ژئوپلیتیک به یکی از متغیرهای اصلی بازار تبدیل شده‌اند.

بنابراین، نفت ۱۰۰ دلاری را باید نه به‌عنوان پایان قطعی چرخه کاهش نرخ بهره، بلکه به‌عنوان عاملی در نظر گرفت که مسیر این چرخه را باریک‌تر و پرریسک‌تر می‌کند.

قیمت نفت؛ حالا بازار به چه شاخص‌هایی نگاه می‌کند؟

در مرحله بعد، بازار بیش از خود عدد ۱۰۰ دلار به چند متغیر نگاه خواهد کرد.

نخست، مسیر قیمت برنت و اینکه آیا قیمت بالای ۱۰۰ دلار تثبیت می‌شود یا خیر.

دوم، وضعیت تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز و سایر مسیرهای کلیدی انتقال انرژی.

سوم، میزان آسیب به زیرساخت‌های تولید و صادرات نفت در منطقه.

چهارم، داده‌های تورم آمریکا و اروپا و به‌ویژه رفتار تورم هسته.

پنجم، تغییر انتظارات بازار درباره تصمیم‌های فدرال رزرو و بانک مرکزی اروپا.

و در نهایت، واکنش بازار اوراق و تغییر بازدهی سررسیدهای بلندمدت.

این متغیرها مشخص خواهند کرد که نفت ۱۰۰ دلاری صرفا یک جهش ناشی از ریسک ژئوپلیتیک است یا به یکی از عوامل پایدارکننده تورم جهانی تبدیل خواهد شد.

جمع‌بندی؛ نفت دیگر صرفا یک کالای انرژی نخواهد بود

بازگشت نفت ۱۰۰ دلاری به بازار جهانی در مقطعی رخ داده که اقتصاد جهانی هنوز از آثار شوک‌های انرژی و تورمی قبلی عبور نکرده است. تشدید درگیری در خاورمیانه، حمله به زیرساخت‌های انرژی عربستان و اختلال در مسیرهای دریایی، نگرانی درباره عرضه نفت را افزایش داده و قیمت برنت را بار دیگر از مرز نمادین ۱۰۰ دلار عبور داده است.

با این وجود اهمیت نفت ۱۰۰ دلاری در نهایت به قیمت نفت محدود نمی‌شود. مسئله اصلی، اثر آن بر تورم و سپس بر سیاست پولی است.

اگر افزایش قیمت نفت کوتاه‌مدت باشد، بانک‌های مرکزی احتمالا می‌توانند بخش مهمی از شوک را به‌عنوان یک عامل موقتی در نظر بگیرند. اما اگر اختلال عرضه ادامه پیدا کند و قیمت نفت در محدوده بالای ۱۰۰ دلار تثبیت شود، فشار بر تورم افزایش خواهد یافت و فضای بانک‌های مرکزی برای کاهش نرخ بهره محدودتر می‌شود.

از همین رو، نفت ۱۰۰ دلاری اکنون به آزمونی برای سیاست پولی جهان تبدیل شده است؛ آزمونی که نتیجه آن نه فقط در بازار نفت، بلکه در نرخ بهره، بازار اوراق، ارزش سهام، هزینه تامین مالی شرکت‌ها و قدرت خرید خانوارها منعکس خواهد شد.

در این شرایط، سوال تعیین‌کننده این است که نفت ۱۰۰ دلاری چه مدت در اقتصاد جهانی باقی می‌ماند و آیا می‌تواند از یک شوک عرضه به یک موج تورمی پایدار تبدیل شود.

اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، احتمالا بازارهای جهانی باید خود را برای دوره‌ای آماده کنند که در آن انرژی گران‌تر، تورم مقاوم‌تر و نرخ‌های بهره بالاتر برای مدت طولانی‌تر، هم‌زمان بر تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و مصرف اثر می‌گذارند. اگر تنش‌ها کاهش یابد و مسیرهای عرضه دوباره باز شوند، بخشی از این فشار می‌تواند از قیمت نفت و انتظارات تورمی حذف شود.

در هر دو حالت، نفت ۱۰۰ دلاری اکنون به یکی از مهم‌ترین متغیرهایی تبدیل شده است که باید در کنار تورم، نرخ بهره و بازار اوراق رصد شود؛ زیرا مسیر آینده سیاست پولی جهان تا حدی به این بستگی دارد که شوک انرژی فعلی یک حادثه کوتاه‌مدت باشد یا آغاز مرحله‌ای طولانی‌تر از نااطمینانی در بازار انرژی.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72666
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه